پاس بانک - ثمرين

متن مرتبط با «داستان کوتاه کودکانه» در سایت پاس بانک - ثمرين نوشته شده است

داستانی از ثمرین ( 1 )

  • نیلوبلاگ

    سر گذشت یک همسایه... اوایل زمستان بود و برف همه جارا سفید پوش کرده بود، هوا بسیار سرد بود و قندیلها از ناودانهای خانه ی همسایه خیلی زیبا وشاعرانه ...

    ادامه مطلب
  • داستانی از ثمرین

  • نیلوبلاگ

    چقدر حقیر است این واژه ی « فقیر » پدر فقیري که سفره ی خالی منزل خویش را به دوش میکشد و صبح زود از خانه ي خود بیرون می زند به امید یک تکه نان حلال . ...

    ادامه مطلب
  • داستانی از ثمرین ( 3 )

  • نیلوبلاگ

    (پهلوان میزبان وپهلوان میهمان ) رسم ادب ومیهمان نوازی در آیین پهلوانی بنا به گفته پدران ونیاکان و بزرگان در روستایثمرین (سومرین)دو ورزش اسب سواری و...

    ادامه مطلب
  • داستان کوتاه ...

  • نیلوبلاگ

    خدایی یا پیامبر .. ؟ مرد، خطاب به مردی دیگر که روی منبری بلند، نزدیکی های سقف نشسته بود و موعظه می کرد فریاد کشید:سلام خدا ...!منبر نشین جواب داد: من خدا نیستم مرد مرد تازه وارد فکری کرد و مجددا فریاد کشید: سلام پیامبر!منبرنشین با ناراحتی و تعجب گفت: من پیامبر نیستم ...مرد تازه وارد دستی به ریش هایش کشید و گفت: پس پایین بیا تا باهم حرف بزنیم ... نویسنده: کمالی...

    ادامه مطلب