اشکانیان (29 – 13)
نام پادشاه : ارد اول ( اشک سیزدهم )
تاریخ درگذشت : 37 قبل از میلاد

زندگی نامه :
ارد اول ( اشک سیزدهم ) سیزدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است. او فرزند فرهاد سوم بود که به یاری برادرش، پدرش را کشت و هم در زمان حکومت برادرش به علت اختلافی که میانشان پدیدار شد برادرش را نیز به قتل رسانید و خود به قدرت رسید.
در زمان مورد بحث، سه سردار بزرگ در روم زمامدار امور دولت گردیده بودند که نامشان، پومپه، سزار و کراسوس بود. از این حکومت در تاریخ روم به حکومت سه مرد اول یاد می کند.
کراسوس به دولت اشکانی اعلام جنگ داد. سپس از ارد اول ( اشک سیزدهم ) سفرایی را به نزد کراسوس فرستاد، اما مذاکرات راه به جایی نبرد و بدینگونه جنگ مسلم شد. ارد اول( اشک سیزدهم ) سردار معروف خود سورنا را به جنگ و مقابله با رومیها فرستاد و خود به ارمنستان لشکر کشید.
سپاهیان سورنا از شیوه دیرین خود استفاده می کردند. یعنی از برابر دشمن میگریختند اما ناگهان در روی اسب بازگشته و دشمن را تیر باران می کردند. پارتیها با تیر باران شدید خود توانستند تعداد زیادی از رومیها را از پای در آورند. اگر چه رومیها در انتظار تمام شدن تیرهای پارتیان و آغاز جنگ تن به تن بودند، اما انبوه فراوانی از تیر که در پشت سپاه پارتی ذخیره گشته بود این آرزوی آنها را نقش بر آب ساخت.
در این جنگ پسر کراسوس کشته شد. پارتها سر او بریدند و بر نیزه زدند و بیدرنگ به سوی پدرش حمله کردند. در آن جنگ بسیاری از رومیها کشته شدند. سرانجام سورنا پس از مدتی توانست کراسوس را با وعده صلح جهت مذاکره به نزد خود بکشاند.
اگر چه کراسوس هیچ تمایلی به رفتن نداشت لیک سرداران و سپاهیانش او را به این کار وا داشتند. چون کراسوس پیاده بود سورنا دستور داد تا اسبی برای او بیاورند. کراسوس سوار بر اسب شد و چون میرآخوران ایرانی خواهان هدایت اسب شدند، رومیهای همراه کراسوس مانع گشتند و خواستند زمام اسب را خود در دست گیرند. در همان هنگام طرفین به یکدیگر فشار آورده هم همه و غوغایی بر خواست. اکتاویوس سردار کراسوس شمشیر خود را کشیده و یک مهتر ایرانی را کشت و خود نیز کشته شد. ناگهان در آن زمان یکی از پارتیان ضربه مهلکی به کراسوس زد و او را کشت . باید گفت در پشت چنین صحنه ساختگی ای یک برنامه حساب شده از سوی سورنا نهفته بود تا بدینگونه کراسوس در یک وضع مبهم به قتل برسد.
متاسفانه ارد اول ( اشک سیزدهم ) پس از این جنگ، نسبت به سورنا حسادت ورزید و او را کشت.
در سال 51 قبل از میلاد ارد اول ( اشک سیزدهم ) پسرش را برای جنگ به سوریه فرستاد که این جنگ بدون نتیجه پایان یافت . در سال 39 و 40 قبل از میلاد جنگهای خونینی بین پارتیان و رومیها در گرفت که در نهایت با کشته شدن تعداد زیادی از پارتیها از جمله "پاکور" پسر ارد اول ( اشک سیزدهم ) جنگ به نفع رومیها با شکست ایرانیان پایان یافت. گویند ارد اول ( اشک سیزدهم ) پس از مرگ "پاکور" به شدت دچار غم و اندوه شد و پیوسته گریه و زاری می کرد.
ارد اول ( اشک سیزدهم ) 30 پسر داشت که از میان آنان پاکور را بسیار برتر و محبوب تر می داشت. سر انجام از آن حال بیرون آمد و پسر دیگرش فرهاد را ولیعهد خویش کرد و از سلطنت کناره گرفت.
فرهاد اول در نخستین اقدام خود پس از رسیدن به قدرت، دست به کشتار بزرگی در دودمانش زد. روایت است که همه برادرانش را بکشت و سپس به خیال نابودی پدر افتاد. ارد اول ( اشک سیزدهم ) به بیماری استسقا دچار بود و از اینرو فرهاد در دوایی که هر روز پزشکان به او می بردند مقداری زهر می ریخت. ولی اتقاقا زهر در مزاج ارد موثر افتاد و به جای قتلش باعث بهبودش گردید. فرهاد که اوضاع را چنین دید جمعی را واداشت تا ارد اول ( اشک سیزدهم ) را خفه کنند.
مدت حکومت ارد اول ( اشک سیزدهم ) 19سال از سال 56تا 37قبل از میلاد بود.